اين که خداوند نور است يعنی چه؟ ,

۱۳۹۸/۲/۱۵ یکشنبه
(0)
(0)
اين که خداوند نور است يعنی چه؟
اين که خداوند نور است يعنی چه؟

نخست بايد دانست برخي اسماء و اوصافي که براي خداوند به کار مي رود با رعايت چند مطلب است به طور اختصار اشاره مي شود .


1. تشبيه معقول به محسوس: مانند آيه شريفه «يدالله فوق ايديهم؛ دست خداوند برتر از دست هايشان مي باشد» (فتح، آيه 10).


که منظور از دست، نماد قدرت و يا نماد عهد و پيمان است و در بسياري از موارد استعمال به منظور پنجه دست نيست و از آنجا که به دليل علمي و ساير دلايل ثابت شده که خداوند جسم ندارد و اعضا ندارد به جهت نزديکي مفهوم به ذهن از آنچه نزد شنونده محسوس است براي بيان يک مفهوم عقلي استفاده شده است.


2. آثار و فرايند صفات؛ مانند «باء بسخط من الله؛ به خشمي از خدا گرفتار گرديد» (آل عمران، آيه 162).


که منظور از خشم، برافروختگي صورت و تغيير حالت از سوي خدا نيست، بلکه منظور قطع رحمت و فرود عذاب و تنبيه بر تبهکاران است، لذا آنچه مهم است انجام پذيرفتن نتيجه است اگر چه اين نتيجه از سوي انسان ها با برافروختگي و هيجان همراه است. اما خداوند جليل و اعلي منزه از برافروختگي و هيجان دروني است.


با توجه به آنچه گفته شد نام «نور» براي خداوند نيز مفهوم «هستي بخشي» دارد چنان که با روشنايي همه چيز پيدا مي شود علاوه بر اين که «نور» حجم فيزيکي در فضا اشغال نمي کند و مي تواند محدود به مکاني نباشد، بنابراين مفهوم «نور» مي تواند از طريق تشبيه معقول به محسوس ما را در شناخت خدا کمک کند بدون اين که «فوتون»ها و ذرات معلق نور را به خداوند نسبت دهيم.


براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:


1ـ معناى نور:«نور» عبارت است از آنچه که در ذات و کون و خود، ظاهر و روشن باشد، و از نظر اثر بيرونى هم، مظهر و روشن کننده غير خود باشد. اين مفهوم مصاديق گوناگونى دارد که در شدت و ضعف صدق مفاد آن بر آنها، متفاوت مى شوند؛ مثلاً مى توان بر خورشيد، اطلاق نور کرد و بر يک لامپ روشن نيز مى توان اطلاق نور کرد؛ زيرا هم خورشيد و هم لامپ، در ذات و گوهر خود ظاهر و روشن بوده و هم روشن کننده غير خود مى باشند؛ ولى روشنى و روشنگرى خورشيد کجا و روشنى و روشنگرى لامپ کوچک کجا؟!


گفتنى است هر چه که در ذات خود، ظاهر و روشن است و هر چيزى را ظاهر و روشن مى سازد ـولو اين که روشنگر يک مجهول، سؤال، راه معنوى و بازنمودن يک حقيقت باشد نور است و بر آن نور اطلاق مى شود. به همين دليل گفته مى شود: علم نور است، زيرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است که مى توان بسيارى از راه ها را شناخت و مجهولات را کشف کرد، چرا که علم روشنگر نيز هست. بنابراين، نبايد پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسي و چيزى که داراى فوتون هاى به خصوصى است و در علم فيزيک از کم و کيف آن بحث مى شود، اطلاق مى گردد، بلکه اين تنها يکى از مصاديق بارز و روشن اين واژه است.


با توجه به اين توضيح، مى توان بر «وجود» نيز «نور» اطلاق کرد؛ زيرا وجود در ذات خود امرى ظاهر و روشن بوده و با تعلق «وجود» به اشيا، آنها نيز ظاهرگرى و روشنگرى مى کنند.


به هر حال، نور هم بر نور حسي، اطلاق مى شود و هم بر نور فراحسى و چه بسا که نور حسي، از نور غيبى فروغ و نور مى گيرد.


2. حضرت حق عين نور مطلق است: «نور» يکى از اسماى حسناى الهى است (التوحيد، ابى جعفر، الصدوق، تصحيح، ص 194 و 195، باب اسماء الله تعالى،ح 8)؛ چرا که ظهور و روشنى هر چه در هستى است از او است، (رسائل توحيدى، علامه سيدمحمدحسين طباطبايى، ص 65).


روشن است که اسما و صفات خداوند، صرف و خالِص هر کمال وجودى است و استعمال آن واژه در مورد خدا، به نحو حقيقت است نه مجاز، اما غير خداوند، چون ذات آنان به عرض وجود او موجود است، صفاتشان نيز همين گونه است. بنابراين همه صفات وجودى حقيقى وخالى از نقص، منحصرا از آن خداوند سبحان است و تمام اوصاف ديگران، بالعرض به آنها نسبت داده مى شود. از اين رو، اطلاق واژه نور بر خداوند متعالى، اولى و اقدم است بر اطلاق آن بر غير او؛ زيرا جميع انوار از اوست و قوام همه نورهاى ديگر به او است.(کشف الاسرار، ميبدى، صص 542 ـ 547؛ رسائل توحيدى، همان، صص 56 ـ 61؛ ولايت نامه، علامه طباطبائى، صص 103 ـ 104).


قرآن نيز خداوند متعال را به نور توصيف فرموده است: «الله نور السماوات و الارض» ؛ (نور، آيه 35).


و خالق نور ظاهرى و باطنى را او دانسته است (نبأ، آيه 13؛ زمر، آيه 23؛يونس، آيه 5؛ نوح، آيه 16؛ انعام، آيه 1).


به گفته محى الدين ابن عربى، وجود مطلق (خداوند متعال) نور حقيقى است؛ زيرا همه موجودات به هستى او هست شده اند. (به نقل از: رساله الانوار، شريف الدين محمدنيمدهى، ص 134).


پس وجود نور مطلق (خداوند متعال) يک اصل و ضرورت است؛ زيرا در پرتو وجود او است که ما هستيم و در ظلّ نور است که ما بقا و استمرار در وجود داريم. در عنايت نور او است که نور حسي در عالم پرتوافکن گشته و براى زندگى مادى انسان، يک نياز اساسى شده است.با تجلّى آن نور مطلق در هستى است که انسان هاى کامل، هدايتگر بشريت گشته اند و ... (نک: نورالبراهين فى شرح توحيدالصدوق، سيدنعمت الله موسوى جزايرى، ج 1، صص 395 ـ 397).
بايد توجه داشت که نور مطلق و حقيقى از دسترس اوهام و خيال بسيار دور است.


3. نور در قرآن: اين واژه پر معنا در قرآن کريم بارها به کار رفته و مصاديق گوناگونى براى آن بيان شده است:


الف)قرآن نور و ظلمت را با هم برابر نمى داند و نور را برتر از ظلمت تلقى مى کند (رعد، آيه 16؛ فاطر، آيه 20)؛


ب)خداوند خود نور است (نور، آيه 35)؛


ج)او خالق نور ظاهرى و غيبى است (نبأ، آيه 13؛ زمر، آيه 23؛ يونس، آيه 5؛ نوح، آيه 16؛ انعام، آيه 1)؛


د) او با نور خويش هر که را بخواهد، هدايت مى کند. (نور، آيه 35)؛


ه)اگر حضرت حق به کسى از نور خويش افاضه نفرمايد، از هيچ جاى ديگر نمى تواند اين نور را بگيرد. (نور، آيه 240)؛


و) او است که مؤمنان را از ظلمات خارج کرده و به عالم نور وارد مى گرداند. (بقره، آيه 257)؛
ز) خداوند متعال خود، کامل کننده نورش مى باشد (صف، آيه 8)؛


ح)خداى سبحان در اين دنيا به وسيله هدايتش، مؤمن را نورانى مى کند تا بتواند به وسيله آن نور حرکت کند و راه را از چاه بشناسد. (انعام، آيه 122) و در آخرت نيز همين نور ظهور مى کند و از پيش رو و سمت راست او در حرکت است.(تحريم، آيه 8).

 

ط) کلام خداوند (وحى) نور است؛ چه قرآن، چه تورات و چه انجيل (مائده، آيات 15، 44 و 46؛ انعام، آيه 91؛ نساء، آيه 174).


ى)قرآن علاوه بر آن که نور است، هدايتگر به نور نيز هست قرآن کريم نورى است که انسان را از ظلمات طبيعت و انيت بيرون مى برد و به سوى نور معرفت پروردگارش، هدايت مى کند (ابراهيم، آيه 1؛ شورى، آيه 52؛ آل عمران، آيه184).


ک) ايمان به نورى که خداوند نازل فرموده است (قرآن کريم) وزان ايمان به خدا و رسول او است، (تغابن، آيه 8).

  • منبع: maaref.porsemani.ir 
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
شرکت سازنده